Monday, March 20, 2023

نوروز Nowruz


نوروز برای من و بسیاری از آنها که در خارج از ایران، دور از جمع ایرانیان و تنها زندگی می‌کنند، در گذر روزگار تبدیل به یک مراسم مجازی و محدود به فرستادن پیام شادباش به دوستان و خانواده در نت شده است.
گمان میکنم آخرین باری که خوان نوروزی(:سفره هفت سین) داشتیم هفت یا هشت سال پیش در ترکیه همراه با جمعی از دوستان بود.
با تمام این اوصاف اما نوروز به هر شکل و گونه‌ای که باشد، پیام‌آور شادی، فرارسیدن بهار و باز رویش زندگی است. برپایه آموزه‌های اوستا و فرهنگ ایران باستان، شادی موهبتی داده شده به آفرینش توسط اهورامزدا است تا آفریدگان در برابر غم و اندوه اهریمنی تاب آورند.
فرهنگ شادی و شاد خوردن و شاد زیستن در نویسه‌های سخنوران پارسی گو چون خیام، فردوسی و حافظ هم ستوده شده است.چنانکه خیام می‌فرماید:

می خوردن و شاد بودن آیین من است
فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است

گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین من است

امید آنکه با فرارسیدن نوروز و آمدن بهار در این سال نو جوانه های شادی در جان و زندگی یکایک ما و آنها که عزیز می‌داریم و دوستشان داریم رویشی دوباره یاب و دبا رویش جوانه‌های امید و گسترش روشنایی در زادبوم ما همراه شود.
روزگار ما و ایران به از این باد.


نوروزتان پیروز، هر روزتان نوروز

ف.ش




Friday, March 10, 2023

Secularism


بسیاری از نازک اندیشان جامعه ایرانی بر این باورند که سکولاریسم با دین ستیزی هیچ میانه ای ندارد و تنها به جدایی دین از سیاست و قانون مرتبط است
اما مشخص نیست آنها چگونه بناست بدون ستیز و به چالش کشیدن صریح باورها و اعتقادات مذهبیون قوانین مذهبی را از چارچوب قانون حذف کنند؟ 
چگونه بناست بدون ستیز جلوی آموزش مذهب جلوی اجبار حجاب دختران اجبار ختنه پسران بایستند و آموزش احکام و باورهای دینی را در مدارس بگیرند؟
چه آن نسلی که در انقلاب و جنگ برای دین جان داد چه نسلی که سلام فرمانده میخواند تا فدا شود چه نسلی که گیج و پوچ شده چون به تناقض رسیده همه محصول درک ناصحیح چندین نسل جامعه ایرانی از نحوه مواجهه درست سکولاریسم با دین است.

Thursday, March 02, 2023

ارسطو: آغاز نیمی از کل است

 


Das Problem endlich einmal anzufangen, kennen Sie mit Sicherheit auch. Es ist immens schwierig, hier in Bewegung zu kommen. Nur von alleine tut sich gar nichts. Wenn der Start erstmal geglückt ist, geht es wesentlich leichter. Anfangen und nicht warten, ist das Thema. Kommen Sie vom Perfektionismus weg, denn er schadet Ihnen wesentlich mehr, als er gut tut. Nur wer anfängt, kann gewinnen. 

Tipp
Just do it! ist das erste, wunderbare Prinzip. Fange endlich an und dazu haben wir das Buch Fange endlich an zu leben!“ Genau das Thema endlich anzufangen und nie mehr zu warten, auf dass sich etwas von alleine tun wird.

بی‌گمان مشکل آغاز کار را می‌دانید. حرکت به اینجا بسیار دشوار است. هیچ چیزی به خودی خود اتفاق نمی‌افتد. وقتی شروع کنید، خیلی راحت تر می‌شود. نکته کلیدی این است که شروع کنید و منتظر نمانید. 
از شر کمال گرایی خلاص شوید، زیرا به شما آسیب بسیار بیشتری می رساند تا فایده. فقط کسانی می توانند برنده شوند که شروع کنند.

نکته
Just do it "فقط انجامش بده!"
اولین اصل فوق العاده است. بالاخره شروع کن و کتاب «بالاخره شروع کن زندگی کن!» را داریم، دقیقاً موضوعی است که بالاخره شروع کنیم و هرگز منتظر نباشیم تا اتفاقی به خودی خود بیفتد.


Saturday, February 25, 2023

چرا سقراط جام زهر را نوشید؟

 

نگاره مرگ سقراط اثر ژاک لوئی داوید 1787م

:سقراط در نگرش فلسفی خویش، خرد و دانش را برترین فضیلت میشمرد. اگرچه او می‌گفت که
من می‌دانم که هیچ چیز نمی‌دانم
I know that I know nothing
ἓν οἶδα ὅτι οὐδὲν οἶδα
اما بر این باور بود که جستجوی دانش و فضیلتی که همراه آن است، سرچشمه تمامی فضایل خوب دیگر در جهان است. از همین رو هر کس بدون فضیلت خرد و دانش عمل کند، کار و کنش او تنها از روی نادانی یوده است.

این کاوش پیوسته سقراط در زندگی و میل به واکاوی بیشترو ترویج فضیلت دانش و بینش خردگرا در میان جوانان و مردم آتن بود که حاکمان مستبد آن روزگار آتن را آشفته ساخت. حکومت از جایگاه مردمی و نفوذ اندیشه های سقراط در افکار عمومی بیمناک بود، از همین رو وی  را به بی‌تقوایی و منحرف کردن جوانان متهم کرد. محاکمه او یک محاکمه مذهبی و سیاسی بود. با وجود دفاعیات سقراط، او مجرم شناخته شد.

افلاطون که خود در جلسهٔ محاکمه حاضر بوده، در رسالهٔ آپولوژی نوشته‌است، در ابتدا اتهام سقراط به او فهمانده می‌شود و سپس سقراط در مقام دفاع از خود برمی‌آید. او منکر منحرف کردن جوانان می‌شود. سقراط در دفاعیاتش شرح می‌دهد که نه تنها عموم مردم بلکه معبد دلفی او را داناترین افراد بشر دانسته، در حالی که تنها علمی که او دارد، علم به جهل خویشتن است. سقراط می‌گوید که او منکر خدایان آتن است، او آموزاندن فلسفه و دعوت به اندیشه کردن را وظیفه‌ و خویشکاری خود می‌داند. 

در پایان قضات به سقراط حکم می‌دهند یا جام زهر را سر بکشد یا به گمراه کردن مردم و نادرستی سخنانش اعتراف کند. سقراط گزینه نخست را انتخاب کرد.

هنگام رهسپاری بسوی زندان سقراط با رد پیشنهاد فرار رو به شاگردان می‌گوید: دغدغه به خود راه ندهید و به خود بگویید که تنها جسم مرا به خاک خواهید گذاشت و نه اندیشه مرا؛ چه انسان وقتی میمیرد که اندیشه اش را دفن کنند.

افلاطون در گفتار فیدون می‌نویسد که پس از گفتن این سخنان، سقراط برای استحمام به اتاق دیگری می‌رود. پس از استحمام نیز مدتی در همان اتاق می‌ماند تا اینکه نزدیک غروب آفتاب به نزد شاگردانش بازمی‌گردد. در همین هنگام زندانبان می‌رسد و به سقراط می‌گوید که او را نجیب‌ترین و شریف‌ترین و بهترین کسانی می‌داند که به این زندان آمده‌اند: من می‌دانم که حتی در این وضع تو به من خشم نخواهی گرفت و خشم تو متوجه جنایتکاران حقیقی خواهد بود که آن‌ها را می‌شناسی. زندانبان سپس با اندوه خارج می‌شود.

سقراط از خادمی در زندان می‌پرسد که چه باید بکند و او پاسخ می‌دهد که کاری ندارد جز اینکه جام زهر شوکران را سر بکشد و مدتی راه برود تا در پای خود احساس سنگینی کند، پس از آن هم باید دراز بکشد تا زهر کار خود را بکند. سقراط در میان هیاهوی فریاد و گریهٔ شاگردان چنین می‌کند، به تدریج بدنش رو به سرد و بی‌حس شدن پیش می‌رود و لحظه‌ای بعد تکانی می‌خورد و چشم‌هایش بی‌حرکت می‌ماند...

تاثیر اندیشه و نگرش سقراط تا دیر زمانی بر فلسفه یونان باستان باقی ماند، اما اعدام او با «شوکران» توسط حکومت مستبد آن روزگار آتن همیشه یادآور خطری است که حکومت‌های ظالم و خودکامه می‌توانند برای دیدگاه‌های آزاداندیشانه داشته باشند.


Sunday, February 05, 2023

Human, all too human

 

عظمت یک هنر همانند عظمت یک زیبایی حسرت و حسادت را در دریافت کننده آن بر می‌انگیزاند. حسرت، درک پستی یک شخص در برابر یک زیبایی عظیم است. این اولین و مهم‌ترین مرحله ضروری برای رشد است که اتفاق می‌افتد.

ذهن خلاق و قوی این حس حسرت را به طور طبیعی قبول می‌کند و این نابرابری بین زشتی و زیبایی را در آغوش می‌گیرد، چون همانند یک واقعیت عینی چون روز و شب طبیعی است. او بر این حسرت به واسطه کار صادقانه و تحمل رنج غلبه می‌کند. او عاشق زیبایی است و هر چالشی را در ارتباط با آن در آغوش می‌کشد.

ذهن ضعیف و هراسناک مغلوب حسرت می‌شود، او از روشنایی حقیقت می‌هراسد و به تاریکی درون خود عقب‌نشینی می‌کند. شکست خورده از رنج، تسلیم نفرت و خشم می‌شود و در پی نابودی همه آنچه که زیبا و سالم و قوی است می‌گردد. او یادگیری را پس می‌زند و به دگماتیسم روی می‌آورد.

این رویکرد فقر را بر کامیابی و زهر را بر سلامت تحمیل می‌کند. از زندگی متنفر می‌شود و مرگ را انتخاب می‌کند زیرا همه چیز در مرگ برابر است.

Human, all too human
Friedrich Nietzsche

Saturday, February 04, 2023

philosophy of mind


A persons opinion on an object doesn’t define the object but defines the person.


دیدگاه افراد پیرامون یک شی؛ آن شی را تعریف نمی کند، بلکه خود آن شخص را تعریف می کند.

Thursday, February 02, 2023

The Shawshank Redemption


Remember, hope is a good thing, maybe the best of things. And no good thing ever dies...

Andy Dufresne, who crawled through a river of shit and came out clean on the other side.

I have to remind myself that some birds aren't meant to be caged. Their feathers are just too bright...


بیاد داشته باش، امید چیز خوبیه، شاید بشه گفت بهترین چیزهاست و چیزهای خوب هیچ وقت نمی‌میرند...

اندی دوفرین؛ کسی که از میان یک رودخانه پر از کثافت شنا کرد و از اون طرفش تمیز بیرون اومد.

بعضی پرنده‌ها برای قفس آفریده نشده‌اند، پرو بالشون بیش از اندازه نورانیه...

Saturday, January 14, 2023

The Dangerous Quest for Identity


همه‌ی انسان‌ها از خود می‌پرسند چه کسی‌اند، از کجا آمده‌اند و هویت‌شان چیست. این هویت‌طلبی مهم و مسحورکننده است، اما می‌تواند خطرناک نیز باشد. در تلاش برای تعیین چارچوب هویتی مشخص برای خود، ممکن است خود را از جهان منزوی کنم.
شاید به این نتیجه برسم که هویتم تنها در جغرافیایی خاص و با تعلق به گروهی خاص از مردم معنا می‌یابد، بر آن بخش‌هایی در من که مرا به آن گروه خاص متصل می‌کند تاکید کنم و بخش‌های دیگرم را نادیده بگیرم.

اما انسان‌ها موجوداتی عجیب پیچیده‌اند. اگر بر فقط یک بخش از هویت‌مان تمرکز کرده و تصور کنیم فقط آن بخش اهمیت دارد، نمی‌توانیم درک کنیم واقعا چه کسی هستیم. اما برای درک اینکه "که" هستم، پیشینه یک قوم تنها کافی نیست. من از بسیاری تکه‌ها ساخته شده‌ام که از سراسر جهان آمده‌اند. 

از خوراک تا فلسفه، از دارو تا هنر، بیشتر چیزهایی که ما را زنده نگه می‌دارند و زندگی را ارزشمند می‌کنند، چیزهایی‌اند که نه
 توسط اعضای قوم و ملتی خاص بلکه به وسیله‌ی مردمی از سراسر جهان ابداع شده‌اند و این درباره‌ی همه‌ی انسان‌ها صدق می‌کند.  

افرادی که در جستجوی هویت‌شان، جهانشان رابه داستان فقط یک ملت و قوم محدود می‌کنند، به انسانیت و ویژگی‌های انسانی خود پشت می‌کنند. آنان مشترکات خود با همه‌ی انسان‌های دیگر و حتی چیزهای بسیار عمیق‌تر را از ارزش تهی می‌کنند.

همه‌ی اختراعات و ایده‌های بشر طی چند هزارسال گذشته فقط پوسته‌ی رویی هویت و کیستی ماست. زیر این پوسته، در اعماق بدن‌ها و مغزهایمان، ما شامل چیزهایی هستیم که طی میلیون‌ها سال، بسیار پیش از این که انسانی وجود داشته باشد، دگرگون شده و تکامل یافته‌اند.

این رازِ ژرف خود را در هر چیزی که احساس و فکر می‌کنم به نمایش می‌گذارد. برای درک کیستی و هویتم، به جای پذیرفتن و راضی‌شدن به داستانی درباره‌ی این که چطور به قومی خاص تعلق دارم که چند هزار سال پیش در تپه‌های نزدیک رودخانه‌ای خاص زندگی می‌کردند، پذیرفتنِ این راز و تحقیق درباره‌ی آن ضروریست.

دو هزار سال پیش "ترِنس" نمایشنامه‌نویس افریقایی- رومی، برده‌ای آزادشده، هنگام گفتن این جمله، ایده‌ی کلیدی مشابهی را بیان کرد: " من انسانم و هیچ چیز انسانی‌ای برای من بیگانه نیست." هر انسانی وارث کل مخلوقات انسانی است.

برگردان: ف.ش

سرچشمه: گزیده هایی از مقاله ای مجله تایم به قلم یووال نوح حراری

TIME Magazine
 JANUARY 12, 2023
BY "YUVAL NOAH HARARI"

Friday, November 25, 2022

The born of Wrath


How can you frighten a man whose hunger is not only in his own cramped stomach but in the wretched bellies of his children?
You can't scare him – he has known a fear beyond every other.

The Grapes of Wrath, Chapter 19
John Steinbeck

چگونه می‌توان کسی را ترساند که شکمش فریاد گرسنگی می‌کشد و روده‌های بچه‌هایش از نخوردن به پیچ و تاب در می‌آید؟ دیگر چیزی نمی‌تواند او را بترساند. او بدترین ترس‌ها را دیده است

خوشه‌های خشم، فصل 19
جان استاین‌بک

Monday, October 31, 2022

آخر چه خواهد شد؟




آخر چه خواهد شد؟

فلسفی ترین پرسشی که زمینه ساز بیشترین انحرافات است تمرکز و توجه بیش از حد به آنچه «آخر» نامیده می شود یا انسان را گرفتار موهومات زندگی پس از مرگ کرده یا او را اسیر ایدئولوژی های آرمان گرا می کند یا چنان حجمی از پوچی ایجاد می‌کند که بسیاری از ارزش‌های زندگی رابی معنا می‌کند. در جهانی که نه نقطه‌ی آغازی وجود دارد نه پایان، ما تنها در ظرف زمان و مکان خودمان شناوریم. شاید به لحاظ فلسفی بهتر باشد همواره از خود بپرسیم آنچه در زمان حال انجام می‌دهیم چقدر درست است؟ و قدم درست‌تر بعدی چه می‌تواند باشد

ف.ش

Tuesday, August 09, 2022

فلسفه تاریخ



فلسفه‌ تاریخ در ایران وجود ندارد؛ اگر داشت تاریخ را مانند پلاتون، هگل، نیچه و اشپنگلر می‌خواندند و اینگونه درون ورطه تعصب نمی غلطیدن 

یعنی حرکت روح تاریخ روی زمین، آنچه از تمدن‌های پیشین بدست آوردیم و ارتقاء دادیم، نه یک جغرافیا یا مذهب را آغار و پایان جهان فهمیدن.


ف.ش

فلسفه و مغلطه ای بنام احترام به عقاید دیگران!

 


از منظر فلسفه، واژگان «احترام به عقاید دیگران» مغلطه‌ای بیش نیست.

در یک جامعه سالم و پویا آنچه مهم است «احترام به آزادی بیان» است.

‏اساساً کار فلسفه و دستگاه اندیشه‌ورزی در یک جامعه آزاد و باز، آزردنِ حماقت و به چالش کشیدن تعصب و نادانی است.

فلسفه، حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل می‌کند.

فلسفه کاربردی ندارد جز افشا کردن پستی‌های اندیشه در تمامی اَشکالش.

ف.ش


پی‌نوشت‌:
دیوارنگاره، نقاشی مکتب آتن Scuola di Atene، اثر رافائل از مشهورترین آثار دوره رنسانس ۱۵۱۱م

Tuesday, May 31, 2022

kindness

 


ترجمه آزاد:

‏همه ما در یک قایق نیستیم.

در یک طوفان هستیم: بعضی‌ها کشتی تفریحی دارند، بعضی‌ها در بلمی نشسته‌اند و پارو می‌زنند،

و تعدادی هم دست و پا می‌زنند و دارند غرق می‌شوند.

پس با هم مهربان باشیم و به هم کمک کنیم.

Monday, May 30, 2022

همزیستی با جهان آشفته


باید یاد بگیریم از امور اجتناب ناپذیر رنج نکشیم. زندگی ما، مانند هارمونی جهان، آمیخته از ناهماهنگی‌ها و آواهای متفاوت، زیر و بم، آرام و گوشخراش، کوتاه و بلند است.

اگر موسیقی‌دانی تنها برخی از آن‌ها را دوست داشته باشد، چه می‌تواند بسراید؟

او باید بداند که چگونه از همه آن‌ها بهره جسته و آن‌ها را با هم ترکیب کند.

ما نیز باید در سلوک با خوب و بد همین‌گونه باشیم، خوب و بدی که جوهر آن‌ها با سرشت زندگی ما یکی است.

آلن دوباتن

Thursday, December 09, 2021

kömür


گرمای خانه‌های بسیاری از اقشار کم درآمد ترکیه در فصل سرما و حرارت گرمایش مرکزی بسیاری از مجتمع‌ها از ذغال سنگ یا به ترکی (کمور) تامین می‌شود. کمور ارزانترین سوخت فسیلی در ترکیه است.
سال‌های نخست زندگی در ترکیه، همانند اکثریت پناهجویان در خانه‌های قدیمی و ارزان حاشیه شهر زندگی می‌کردیم و وسیله گرمایش ما هم کمور بود.
زمستان دمای هوا در منطقه آناتولی ترکیه تا منفی بیست و پنج درجه زیر صفر پایین می‌رفت. دیوار خانه‌ قدیمی ما به قطر نیم متر و با قطعات سنگ ساخته شده بود، از داخل پنجره را با پلاستیک سلفون قطور ایزوله می‌کرديم، اما بازهم یخ میزد و تنها چاره آن سرمای کشنده، همان کمور بود.
کمور خرد شده را در گونی های پلاستیکی می‌گرفتیم و برای آنکه خیس نشود در انبار روی هم میچیدیم. یک یا دو گونی آن را درون یک تشت پلاستیکی می‌ریختم تا برای استفاده در دسترس باشد.
بخاری کمورسوز یک استوانه فلزی با دری به صورت صحفه گرد چدنی است و یک سطل فلزی برای سوخت که درون آن قرار می‌گیرد.
هرروز حدود ساعت پنج بعدظهر با یک بیلچه فلزی باید دو سوم سطل را با کمور و باقی را با چوب و چند برگ کاغذ باطله پر می‌کرديم.
ذغال سنگ درجه اشتعال بالایی دارد و برای روشن کردن آن نیاز به مقداری چوب و کاغذ برای ایجاد آتش و حرارت اولیه است. معمولاً همیشه همراه گونی های کمور، یک یا دو گونی چوب خرد شده هم می‌گرفتیم. ‏
عصر و نزدیک‌های غروب در روزهای سرد، بدترین زمان برای آمد و شد و آلوده‌ترین ساعت در کشور ترکیه است. سرتاسر شهر و کوچه‌ها و بام خانه‌ها پوشیده از دود سفید و سمی کمور نیمسوز دودکش خانه‌هایی است که برای پیشواز شب و گرم‌کردن اتاق، آتش بخاری کمورسوز خود را روشن کرد‌ه‌اند.
ذغال سنگ پس از اشتعال کامل، حرارت زیادی تولید می‌کند. گاهی این حرارت آنقدر زیاد است که تا فاصله دو متری بخاری هم نمیشد نزدیک شد و پوست صورت آدم را می‌سوزاند.
سوختن کمور تا نیمه‌شب ادامه داشت و گرمای آن به تدریج تا ساعت سه و چهار بامداد تمام می‌شد.
هر روز صبح نخستین کار روزانه تخلیه خاکستر برجای مانده از سوختن کمور در سطلی بیرون از خانه بود.
اما همیشه اوضاع وفق مراد نیست، کمور گازهای سمی و کشنده از خود متصاعد می‌کند، به‌ویژه اگر کامل نسوزد یا دودکش گرفتگی و مشکل داشته باشد...
متاسفانه هرسال چند صد نفر در ترکیه بخاطر استنشاق گازهای سمی ذغال سنگ جان خود را از دست می‌دهند که اکثریت از خانواده‌های کم درآمد ترکیه و پناهجویان هستند.

ف.ش
٩ دسامبر ٢٠٢١
هامبورگ

Sunday, May 30, 2021

اسپینوزا

 


همینطور است، مقصود اسپینوزا از طبیعت همان هستی و اصالت وجود است. اسپینوزا آن خوراک نیمه پخته و تفسیر نصف و نیمه وحدت وجود در آثار عرفای شرقی و ادیان کلاسیک را گرفت و با غربال خردگرایی پالود و آن را در قالب فلسفه به حد اعلا درجه کمال رساند.

ف.ش

اگزیستانسیالیسم و پرخاشگری

 


اگزیستانسیالیسم و مکاتب روانشناسانه برآمده از آن دقیقا در تلاش برای پر رنگ کردن همین ویژگی های کوچک و معنا بخشی به نکات ریز زندگی برای انسان هستند، تا فروغ امید به زندگی در سینه او فروزان ماند و در این هم همه و شلوغی دنیا، کوچک ترین چیزها راهم در لحظه های حیات خود غنیمت شمرده و لذت ببرد. ..

صادق هدایت به مانند بیشتر گیاهخواران عزیز به سبب عدم مصرف پروتئین حیوانی و فقر منیزیم و املاح معدنی در بدنش، دچار پرخاشگری و تندخویی بود.

نکته دیگر آنکه صادق هدایت به مانند بیشتر روشنفکران ملی‌گرای عصر مشروطه، گرایش به ایران باستان داشت و سنجش میان ایران باستان و اروپای آن روزگار با حال و روز خراب ایران، خشم بسیار نسبت به اوضاع جامعه مذهبی و خرافات زده آن روز را در وی پدید می‌آورد ...

دوران حضورش در هند و شرکت در کلاس های موبدان زرتشتی چون بهرام گور انکلساریا و آشنایی با اوستا و زبان پهلوی این خشم، افسوس و سرخوردگی را در او صد چندان کرد که نمود آن را در بسیاری از آثار وی چون پروین دختر ساسان می‌توان دید.


ف.ش


مغز سخن

 


جامی است که عقل آفرین میزندش

صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش


این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف

می‌سازد و باز بر زمین میزندش


خیام

Michael Jackson


چهل سال پیش اهواز، در میان همهمه جنگ، جوانی سرزنده و بیست و چند ساله بنام "مهدی حسینی" با موهای فر، شلوار جین، عینک ری بن‌ و کفش های کتانی، اولین کاست مایکل جکسون و فلش دنس را به من هدیه داد...
نوار کاستی که تکثیر و دست به دست شدن آن، دری شد رو به سوی بهشت برای نوجوان‌های محل در میان جهنم جنگ و صدای بمب و موشک از یک سو و نعره های بلندگوی بسیج و پاترول های گشت کمیته(ثارالله) از سوی دیگر...
اگرچه مهدی و مایکل هر دو دیر زمانی است که از دنیای ما پر کشیده اند، اما خاطرات و موسیقی آنها همچنان باقی است.

 

Demon


 Demons
imaginedragons

ورق بزنید
When your dreams all fail and the ones we hail
Are the worst of all
وقتی رویاهایت همه شکست می‌خورند و کسانی را ستایش می‌کردی،
بدتر از همه هستن

and the blood’s run stale
و خون لخته می شود

This is my kingdom come
این پایان پادشاهی من است

look into my eyes
Don’t get too close, it’s dark inside
It’s where my demons hide
به چشمانم نگاه کن
زیاد نزدیک نشو، درونم تاریک است
این جایی است که دیو هایم پنهان شده اند

I Don’t want to let you down, don’t want to hide the truth
نمی خواهم تو را نا امید کنم، نمی خواهم حقیقت را پنهان کنم

No matter what we breed, we still are made of greed
مهم نیست نژادمان چیست، همچنان از طمع ساخته شدیم
 
 


The Sopranos


در مدت بیش از دو هفته ای که گرفتار کرونا بودم، در قرنطينه خانگی تمام شش فصل سریال
The Sopranos
را تماشا کردم. پیش از هر سخنی باید بگویم که اخطار سازندگان مجموعه پیرامون نامناسب بودن تماشای آن برای نوجوانان و افراد حساس به لحاظ عاطفی واقعا" جدی است و این مجموعه برخلاف آثاری ‏چون پدرخوانده و رفقای خوب که تصویری عامه پسند و سرگرم کننده از پدیده مافیا ارائه می‌دهند، یک نگاه بی پرده و واقعی به ماهیت گانگستریسم و جرم و جنایت سازمان یافته دارد.
چکیده بخواهم بگویم مجموعه سوپرانو نمایش عریانی از "شر" با تمام زشتی ها و پلیدی های پیرامونش است!
سازندگان ‏سریال با چیره‌دستی تمام، زمینه های اجتماعی و روانشناسانه شکل گیری مافیا و عناصر جامعه ستیز شکل دهنده آن را به تصویر کشیده اند. تصویرنمایی که با بازی درخشان "جیمز گاندولفینی" فقید تکمیل می‌شود.
همه‌ی تکه‌های پازل گناه از جنایت و قتل تا دزدی، فحشا، زورگیری، مواد مخدر، خیانت، حسادت، دروغ، طمع و آزمندی سیری ناپذیر، فساد و رانت‌خواری و... همگی در حالی که زیر یک پوسته نازک لوکس وخوش آب و رنگ پنهان شد‌ه‌اند، به تصویر کشیده می‌شوند. در این میان سکانس‌های جلسات روان‌درمانی آنتونیو سوپرانو در مطب روان‌پزشک خود کلاسی است آموزشی برای شناخت ریشه های تبهکاری و جنایت از جنبه روانشناسانه!

 

جهان پس از کرونا


ماتیاس هورکس، محقق آینده پژوه آلمانی و نویسنده کتاب  جهان پس از کرونا:
این روزها اغلب از من پرسیده می‌شود که دوران کرونا کی به پایان می‌رسد و ما به شرایط عادی برمی‌گردیم؟
من می‌گویم هرگز.
برخی مقاطع تاریخی وجود دارند که مسیر آینده را تغییر می‌دهند. ما از این مقاطع به عنوان بحران عمیق نام می‌بریم. ما اکنون در این بزنگاه قرارگرفته ایم.
در دوران کرونا، دنیائی که خیال می‌کردیم آن را می‌شناسیم فرو ریخته است.
بقول "یورگن هابرماس" کرونا باعث شد ما بفهمیم چقدر نمی فهمیم!
در پشت ریزش جهانی که خیال می کردیم می‌شناسیم، جهان دیگری در حال جوش خوردن است.
ما در جهان پساکرونا تعجب خواهیم کرد که محدودیت‌های اجتماعی که ناگزیر به رعایت آن‌ها شدیم، کمتر باعث تنهائی ما شدند، بلکه برعکس بعد از نخستین شوک، خیلی‌ها حتی احساس راحتی می‌کردند که بسیاری از دوندگی‌ها، حرافی‌ها، ارتباط ها از کانال‌های چندگانه ناگهان متوقف شد.
فاصله‌ای که ویروس ما را مجبور به رعایت آن کرده، همزمان نوع جدیدی از نزدیکی را به ما می‌آموزد. ما در این دوران انسان‌هائی را شناختیم که در حالت دیگر هرگز نمی‌شناختیم.
انسان‌ها به رغم محدودیت های رادیکال توانستند همبستگی نشان دهند و سازنده باشند. هوش اجتماعی انسان کمک کرد و از این طریق، رابطه تکنیک و فرهنگ تنگاتنگ تر شد.
ما تعجب خواهیم کرد که چگونه تکنولوژی فرهنگ دیجیتال در عمل جا باز کرده است.
آموزگاران درباره آموزش از طریق اینترنت بسیار آموخته اند، کار از خانه برای بسیاری یک امر طبیعی شده است.
در مقابل تکنیک های فرهنگی کهنه شده دستخوش رنسانس شده‌اند، انسان ها وقتی تلفن می زنند، به جای پیام گیر صدای اصلی صاحب خانه را می شنوند. ویروس فرهنگ مکالمات طولانی تلفنی را همراه آورد. پیام‌ها، ناگهان معنائی تازه یافتند. انسان بار دیگر ارتباط با یکدیگر را جدی گرفت. فرهنگ تازه "در دسترس بودن و تعهدات متقابل" دوباره زنده شد. جوانانی که معمولا از چنگال شتاب و اضطراب رهائی نداشتند، ناگهان قدم زدن های طولانی را آغاز کردند. کتاب خواندن دوباره به فرهنگ روز تبدیل شد!
بی گمان در جهان پساکرونا انسان خردمندتر می‌شود.
ما بیش از پیش توجه خود را بار دیگر به پرسش‌های انسانی معطوف می‌کنیم: انسان چیست؟ ما برای یکدیگر چه معنائی داریم؟
پس از کرونا، ما به پشت سر نگاه می‌کنیم و به یاد می‌آوریم که در روزهای ویروس واقعا چقدر انسانیت وجود داشت؟

https://www.horx.com/48-die-welt-nach-corona/

 

Saturday, May 29, 2021

whatever it takes



Everybody circling is vulturous

اونایی که این دور و برن همه کرکسن

Negative, Nepotist

منفی نگرن، نژاد پرستن

Everybody waiting for the fall of man

همه منتظر سقوط بشریت هستن

Everybody praying for the end of times

همه واسه پایان دنیا دعا می کنن

Everybody hoping they could be the one

همه امید دارن که اون (ناجی بشر) باشن

Never be enough from the particle sum

هرگز جزئی از مجموعه ذرات بودن، کافی نیست

I was born to run, I was born for this

من برای دویدن متولد شدم، من برای این متولد شدم



I wanna be the slip, slip

من میخوام لغزش و خطا باشم

I do whatever it takes

هرکاری لازم باشه انجام میدم

Cause I love how it feels when I break the chains

چون عاشق حسی‌ام که وقتی زنجیرها رو می‌شکنم بهم دست میده......... .


whatever it takes
imagine dragons


Friday, May 28, 2021

Die Weiße Rose رز سفید

 


جنبش مقاومت شماری از دانشجویان آزادی‌خواه و اساتید دانشگاه های آلمان بر علیه نازی ها و رژیم رایش بود. آنها با انتشار اعلامیه و بیانیه های روشنگرانه و نقاشی‌های دیواری در برابر ستم و جنایات نازی ها به مبارزه و مخالفت پرداختند. فعالیت‌های جنبش رز سفید در ۲۷ ژوئن ۱۹۴۲ آغاز و با دستگیری اعضای اصلی توسط گشتاپو در ۱۸ فوریه ۱۹۴۳ سرکوب شد. اعضای اصلی گروه در دادگاهی فرمایشی بجرم اقدام به تبلیغ برعلیه رژیم نازی، محکوم به مرگ با گیوتین شدند.

امروز اعضای این جنبش در زمره قهرمانان ملی آلمان شمرده می‌شوند و نام آنها بر روی خیابان ها، کتابخانه ها و مدارس بسیاری دیده می‌شود.


انجماد فکری


‏شما نمی توانید نظر یک معتقد را عوض کنید، چرا که اعتقادش نه بر اساس دلیل و مدرک، بلکه بر اساس نیاز شدید درونی وی به باور کردن آن چیز شکل گرفته است.

کارل سیگن

Thursday, January 21, 2021

نمایش عریانی از شرThe Sopranos

 



در مدت بیش از دو هفته ای که گرفتار کرونا بودم، در قرنطينه خانگی تمام شش فصل سریال
The Sopranos

را تماشا کردم. پیش از هر سخنی باید بگویم که اخطار سازندگان مجموعه پیرامون نامناسب بودن تماشای آن برای نوجوانان و افراد حساس به لحاظ عاطفی واقعا" جدی است و این مجموعه برخلاف آثاری ‏چون پدرخوانده و رفقای خوب که تصویری عامه پسند و سرگرم کننده از پدیده مافیا ارائه می‌دهند، یک نگاه بی پرده و واقعی به ماهیت گانگستریسم و جرم و جنایت سازمان یافته دارد.
چکیده بخواهم بگویم مجموعه سوپرانو نمایش عریانی از "شر" با تمام زشتی ها و پلیدی های پیرامونش است!
سازندگان ‏سریال با چیره‌دستی تمام، زمینه های اجتماعی و روانشناسانه شکل گیری مافیا و عناصر جامعه ستیز شکل دهنده آن را به تصویر کشیده اند. تصویرنمایی که با بازی درخشان "جیمز گاندولفینی" فقید تکمیل می‌شود.
همه‌ی تکه‌های پازل گناه از جنایت و قتل تا دزدی، فحشا، زورگیری، مواد مخدر، خیانت، حسادت، دروغ، طمع و آزمندی سیری ناپذیر، فساد و رانت‌خواری و... همگی در حالی که زیر یک پوسته نازک لوکس وخوش آب و رنگ پنهان شد‌ه‌اند، به تصویر کشیده می‌شوند. در این میان سکانس‌های جلسات روان‌درمانی آنتونیو سوپرانو در مطب روان‌پزشک خود کلاسی است آموزشی برای شناخت ریشه های تبهکاری و جنایت از جنبه روانشناسانه!

ف.ش

Tuesday, September 15, 2020

روزی که صدا و سیما حکومتی از مانکجی هاتریا، رمال و تروریست ساخت!


ده سال پیش، بهمن ماه 1388 در روزهای میانه زمستان، صدا و سیما حکومتی اقدام به پخش سریالی تحت عنوان «سال های مشروطه» کرد. روایتی تحریف شده از روزگار مشروطه با کارگردانی «محمدرضا ورزی» از عناصر امنیتی نزدیک به سپاه پاسداران که در دوره ریاست «عزت‌الله ضرغامی» به پروژه های سریالی سیما پیوسته بود. در تدوین سناریو و تولید مجموعه، از مشاوره و هم اندیشی «عبدالله شهبازی» و اقتباس از آثار وی چون مجموعه کتاب «زرسالاران پارسی و یهودی» هم یاری گرفته شده بود.
کسانی که دستی در پژوهش تاریخ معاصر ایران دارند، نیک آگاهند که «عبدالله شهبازی» همانند «ناصر بناکننده»(پورپیرار) از توده ای های تواب بود که یک دوره ریزش و جذب از حزب توده به بدنه سیاسی حکومت اسلامی را تجربه کرده است.(1) یکی از فاکتورهای مهم مُدارای حکومت با شهبازی آنهم در اوج سرکوب و تار و مار کردن هواداران احزاب چپ در سال های شصت، به پیشینه پدرش«حبيب الله شهبازی» باز می گردد. 
وی از فئودال ها و خوانین عشایر جنوب و سرکرده شورش مسلحانه عشایر فارس برعلیه حکومت پهلوی در پشتیبانی از «روح الله خمینی» بود. حبیب الله شهبازی ارتباطات نزدیک و نامه نگاری و پیوسته ای با آخوندهای بانفوذ چون «دستغیب» و «خمینی» داشت.(2) این پیشینه زمینه ساز آن شد تا بعدها در دهه شصت فرزند وی باوجود سابقه و زمینه فعالیت در حزب توده و ارتباط با شوروی، مورد عفو قرار گرفته و حتی جذب بدنه سیاسی و مدیریتی حکومت شده و سال ها ریاست «مؤسسهٔ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی» وابسته به وزارت اطلاعات را بر دوش داشته و از مشاوران سیاسی نزدیک به حلقه قدرت باشد.
در سریال سال های مشروطه بطور سیستماتیک و هدفمند کوشش شد تا چهره ای خشن و مخوف از مانکجی هاتریا، زرتشتیان و سایر اقلیت های مذهبی به نمایش گذاشته شود و اینگونه القاء شود که آنها وصله ی ناجور و ناهنجار جامعه ایرانی بوده و دائم در پس پرده در حال جاسوسی برای بیگانگان و توطئه بر علیه حکومت هستند!(3)
آنچه روشن است، به لحاظ تاریخی نقش زرتشتیان ایران و پارسیان هند، ارامنه، یهودیان، بهائیان و دیگر ایرانیان غیرمسلمان در انقلاب مشروطه و سپس حضور فعال آنها در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور در روزگار پهلوی چیزی نیست که با خاک پاشی و تحریف قابل انکار و لاپوشانی باشد.(4)
طنز تلخ آنجایی بود که قلم به مزدان و سناریوسازان تلویزیون حکومتی، تکلیفشان با خودشان هم روشن نبود و در این آش شوربای درهم و برهم خودساخته، درمانده بودن.
از یک سو چهره ای راسپوتین گونه(5) از مانکجی میساختند که در دربار قاجار، نفوذی شیطانی دارد و شهره به شغل رمالی و فال بینی است! 
در سکانسی دیگر، وی را بر مسند استاد بزرگی لژ فراماسونری در ایران مینشاندن!(6) 
در فصلی دیگر وی را دست‌نشانده، جاسوس و سرکرده سرويس‌های اطلاعاتی بریتانیا در ايران معرفی میکردند و در نمایی دیگر وی را به اشاعه آئین بهائی و طرح ریزی برای بمب گذاری و ترور محمدعلی‌شاه متهم مینمودند! 
خلاصه آنکه هرچه از سر دُروَندی(7) میبافتند، دلشان خُنک نمیشد...
یک خط فکری پیوسته در تمام سكانس‌های سريال که با «مانکجی هاتریا» در پيوند بود، دنبال می شد و آن كوشش در القاء این پندار بود كه مانكجي گماشته سرویس جاسوسی بریتانیا بوده و هدفي جز تبديل ايران به مستعمره انگلستان نداشته است!! 
نزدیک بودن زمان زندگی مانکجی به روزگار کنونی، امکان تحریف و دستبرد در اسناد تاریخ معاصر ایران و سرگذشت زندگی وی را برای سناریوسازان حکومتی بسیار دشوار میکند، با این وجود صدا و سیما حکومتی نشان داده که در توهین به شعور مخاطبانش مرزی نمیشناسد، و از تحریف و دروغگویی با هدف مغزشویی پیکره جامعه، هیچ پروایی ندارد! 
اینها را بسنجید با اسناد تاریخ معاصر و سال ها کوشندگی مانکجی برای رفع ظلم و بهره کشی موستوفیان حکومت قاجار و ستم آخوندهای شیعه و متعصبین مذهبی نسبت به ایرانیان غیرمسلمان و کوشش های خستگی ناپذیر مانکجی برای برچیدن مالیات ننگین و کمرشکن جزیه، اهتمام وی برای اصلاحات اجتماعی و فرهنگی در جامعه زرتشتی(8) و همت در برپایی مدارس و اشاعه سوادآموزی با آرمان زدودن چهره جهل و عقب ماندگی از سیمای آن دهقانان و کویرنشینان ستمدیده و فراموش شده...
همان روزها با در نظر داشتن تمام محدودیت ها و مرزهای سانسور و فشارهای پیدا و پنهان در فضای رسانه ای داخل ایران، در رویه نخست هفته نامه امرداد(رسانه فرهنگی خبری جامعه زرتشتیان) اقدام به نگارش یادداشتی انتقادی در این زمینه کردم. این یادداشت در کنار نشریه کاغذی امرداد در تارنمای اینترنتی امرداد(9) و تارنمای همازور(10) نیز منتشر شد؛ با این امید که کورسویی از نور در این تاریکخانه انباشته از دروغ، تحریف و اتهام باشد.



اما واکنش ها چه بود؟
به فاصله چند روز، آقای عبدالله شهبازی اقدام به انتشار جوابیه ای رسمی در تارنمای خودش کرد. یادداشت مفصلی که بیشتر از آنکه پاسخ به نقدهای این قلم باشد، مهر تائیدی بر عملکرد یک سویه و خط مشی سناریوسازان صدا و سیما حکومتی و درونمایه دروغین سریال سال های مشروطه بود!(11)
روزنامه کیهان چکیده ای از این یادداشت را در قالب یک ستون نوشته منتشر کرد و با همان ادبیات همیشگی خود از کسانی چون اینجانب با جمله: «عناصر نامطلوب رخنه کرده در رسانه ها که در پی پیشبرد خطوط فکری اربابانشان هستند»، یاد کرد!!(12)
به فاصله کمتر از یک روز از انتشار یادداشت عبدالله شهبازی و ستون نوشته روزنامه کیهان، نگارنده را برای بقول خودشان پاسخ دادن به پاره ای از سوالات و ارشاد شدن به آنجا که عرب نی انداخت بردند....!! 
چند ماهی که گذشت، حال ما که جا آمد و آب ها اندکی از آسیاب افتاد، هنگام مراجعه به مرکز اسناد کتابخانه ملی و مرکز اسناد کتابخانه مجلس، متوجه شدم که عضویت بنده را در هر دو مرکز لغو و اجازه دسترسی اینجانب به آرشیو میکروفیلم و مخزن اسناد را مسدود کرده اند. این درحالی است که این دو مکان فرنام ملی برخود دارند و بهره گرفتن از آنها دستکم در ظاهر حق تمام شهروندان ایرانی است...! 


این در صورتی است که بنابر گفته خود عبدالله شهبازی در دیباچه «زرسالاران پارسی و یهودی» وی زمانی مانند هر کاربر و پژوهشگر دیگری از کتابخانه اردشیر یگانگی(کتابخانه زرتشتیان) استفاده میکرده و بدون هیچگونه مانع تراشی به کتب و اسناد آنجا و آرشیو مکتوبات قدیمی انجمن به دفعات دسترسی داشته است.
واکنش محمدرضا ورزی، کارگردان سریال به انتقادات پیرامون تحریف تاریخ در مجموعه تلویزیونی سال های مشروطه در نوع خود جالب توجه و تکمیل کننده این دور باطل بود! 
وی در مصاحبه با خبرگزاری عصر ایران، ضمن فرار به جلو با رد نظرات منتقدین اعلام کرد که هدف وی و همکارانش از سناریوسازی، نمایش تصویری دراماتیزه از حوادث و حواشی تاریخ مشروطه با هدف جذب مخاطب عام بوده است!!(13) 
دو هفته پس از این مصاحبه سفارشی، محمدرضا ورزی در یک گفتگوی غیرمنتظره با خبرنگار خبرگزاری پارسینه، ضمن تهدید خبرنگار، واکنش های تند و قلدرمابانه ای در برابر پرسش های وی یرامون سریال سالهای مشروطه از خود نشان داد!(14)   
خوراکی که توسط عبدالله شهبازی و عوامل مجموعه سالهای مشروطه، جویده و آماده شد، توسط افرادی چون موسی حقانی(15) مصرف و در قالب مجموعه هایی چون «مستند راز آرماگدون» با شدتی بیشتر برای مغزشویی و بمباران اذهان بیننده رسانه ملی، روانه آنتن شد. این بار شمشیر را از رو بستند و همان اندک ملاحضات لحاظ شده در سریال سالهای مشروطه را هم کنار گذاشتند و مهمل بافی و ژاژگویی به حد نهایت رسید...(16)


اسفند 1398خورشیدی
هامبورگ
فرید شولیزاده


پی نوشت:
1: برای آگاهی بیشتر
http://iranian-comunism.blogspot.com/2012/07/blog-post_10.html
2: برای آگاهی بیشتر
http://kiamarzabbasi.blogfa.com/post/9
3: این دقیقا" همان نگاهی است که حکومت مذهبی کنونی و نهادهای امنیتی آن به دگراندیشان، دگرباوران و ایرانیان غیرمسلمان دارد.
4: برای آگاهی بیشتر بنگرید به نوشتاری از تورج امینی با عنوان: "نقش اقلیت‌های مذهبی در انقلاب مشروطه"
و نیز نوشتاری از بوذرجمهر پرخیده تحت عنوان: نقش زرتشتیان در جنبش مشروطیت: https://amordadnews.com/7442/
برای مطالعه بیشتر میتوانید به کتاب های "تاریخ پهلوی و زرتشتیان" نوشته جهانگیر اُشیدری و "اسنادی از زرتشتیان معاصر ایران" به کوشش تورج امینی، مراجعه کنید.  
5: گریگوری راسپوتین، کشیش و راهب بانفوذ دربار نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه
6: اتهام و برچسب وابستگی به جریان فراماسونری با هدف تخریب چهره، سالهاست که از سوی دستگاه تبلیغاتی و تاریخ سازی حکومت به روشنفکران مشروطه و رجال تجددخواه ایران معاصر وارد میشود و زرتشتیان هم در این قاعده مستثنی نبوده اند. برای نمونه بنگرید به این یادداشت روزنامه کیهان پیرامون روانشاد کیخسرو شاهرخ:
https://www.magiran.com/article/1792556   
7: دُروند(دروگوند) در آیین زرتشتی به کسی گفته میشود که اندیشه و گفتار و کردار بد داشته، و آگاهانه حقیقت را انکار و دانسته دروغ و پلیدی را راستی جلوه میدهد.
8: بنابر مندرجات اظهار سیاحت ایران و نامه های روانشاد مانکجی، برخی اربابان زرتشتی متمول یزد با بی توجهی به اصل تک همسری در فرهنگ زرتشتی، دو همسر اختیار کرده بودند! مانکجی آنها را مجبور کرد که یکی از این همسران را طلاق دهند. پوشیدن سدره میان زرتشتیان رو به فراموشی بود، مانکجی در بازگستری این فرهنگ میان زرتشتیان اهتمام ورزید. در برخی زیارتگاه ها رفتارهای ناهنجاری چون قربانی کردن حیوانات باب شده بود، از آن جمله قربانی کردن گاو در پیر پارس بانو، مانکجی ضمن نهی کردن این رفتارها که تاثیر پذیرفته از مذاهب دیگر بود، اقدام به نصب سنگ نوشته ای نامور به لعنت نامه مانکجی در آن زیارتگاه کرد. و...
9: امرداد
http://amordad6485.blogfa.com/post/3967
10: همازور
http://hamazoor.ir/persian/index.php?option=com_content&task=view&id=2136&Itemid=1904
11: یادداشت عبدالله شهبازی در تارنمای شخصی خودش
https://www.shahbazi.org/blog/Archive/8825.htm
12: یادداشت عبدالله شهبازی و ستون نوشته کیهان توسط شمار متنابهی از وبلاگ ها و تاربرگ های وابسته به جریانات افراطی مذهبی و عناصر امنیتی بازنشر شد، از آن جمله تارنمایی وابسته به انصار حزب الله در یزد که پیش از آن با انتشار یادداشتی ساعت فردوسی در میدان مارکار این شهر را نماد فراماسونری و زخمی بر چهره دارالمومنین یزد معرفی کرده بود! اینبار هم در پیوست یادداشت عبدالله شهبازی نتیجه گیری کرده بود که نگارنده بدون شک از عوامل فراماسونری هستم!!
13: مصاحبه محمدرضا ورزی با خبرگزاری عصر ایران:
https://www.asriran.com/fa/news/99965/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81 
14: محمدرضا ورزی، مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری پارسینه در اواخر بهمن 1388 پیرامون سریال سالهای مشروطه:
اگر رانت هم بوده، حتما بوده دیگه! اینقدر قدرت داشتم و گردن کلفت بودم که رانت بگیرم و رانتخواری کنم!!
https://www.parsine.com/fa/news/17382/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D9%84%D9%81%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85
15: موسی حقانی که با عناوین پژوهشگر و مورخ در «موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران» وابسته به وزارت اطلاعات فعالیت دارد. وی پیشینه ای سیاه در زمینه ستیز با تاریخ ایران باستان، هویت ملی ایران و فلم فرسایی برعلیه رجال ملی گرا تاریخ معاصر ایران دارد.
16: بخش های کوتاهی از مجموعه راز آرماگدون و مهمل بافی های موسی حقانی پیرامون مانکجی هاتریا در شبکه خبر:
https://www.aparat.com/v/rDLmT
https://www.aparat.com/v/g05C3
 https://www.aparat.com/v/EJwQK

Saturday, May 30, 2020

The Symposium(Plato):


در جوامع استبدادی همیشه زن و مرد از هم جدا می شوند تا مرد ها و زن ها چیزی که بینشان جریان داشته باشد، شهوت بیمار گونه ناشی از توهم شناخت از هم باشد، 
تا هیچ زنی و مردی زیبایی و زشتی واقعی را نتواند تشخیص بدهد و زن ها و مرد ها در انتخاب هم به اندازه شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند و بس، نه چیز دیگری...
چرا؟؟ 
چون اگر در جامعه روابط زن و مرد آزاد باشد آن دیوار شهوت فرو می ریزد و زن ها و مرد ها زیبایی و زشتی واقعی را تشخیص می دهند و خانواده هایی که تشکیل می دهند بر دوست داشتن  انسانی بنا می کنند و فرزندان سالم تربیت می کنند که تاب استبداد را ندارد و به عبارتی استبداد با وجود آنها بیگانه است، چرا که آزاد پرورش می یابند.

پیشگفتار ضیافت، افلاطون
The Symposium, Plato

ف.ش


 

ما رهگذر کارگه کوزه گرانیم

ف.ش

‏آرتور شوپنهاور

 


‏آرتور شوپنهاور، در باب فلسفه زندگی، رفتارشناسی فلسفی و خلوت گزیدن



جنسیت در دستور زبان


‏کم و بیش یک چهارم زبان‌های دنیا واجد جنسیت در دستور زبانشان هستند.
برخی از زبان‌ها مانند پارسی و تاحدودی انگلیسی مدرن فاقد جنسیت در اسامی هستند، زبان فرانسوی دو جنسیت، آلمانی و روسی سه جنسیت، زبان «بینینج-گون-وک» چهار جنسیت شامل نرینه، مادینه، گیاه و خنثی؛ و بعضی از زبان های نیجر-کنگو تا ۲۰ جنسیت دارند.

 

خیام

گاویست در آسمان و نامش پروین

یک گاو دگر نهفته در زیر زمین


چشم خردت باز کن از روی یقین

زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین

 

کتابخانه اردشیر یگانگی (انجمن فرهنگ ایران باستان)

 


اینجا سال‌ها مانند خانه دوم من بود،

همواره سپاسدار سه تن هستم، نخست زنده یاد فرنگیس خانم یگانگی(شاهرخ) و خانواده ایشان که بنای کتابخانه را بنیاد نهادن و در مرمت آن کوشیدن،

دوم روانشاد آقای فریدون بنداری که با وجود ناملایمات و فراز و فرودهای روزگار، سالیانی دراز در نگهداری از کتابخانه و فرهنگ گستری همت گمارد،

و سوم خانم نوشین فرامرزیان و گرامیانی که برای روشن ماندن چراغ آنجا با مهر بسیار می‌کوشند.

اگرچه دورم، اما یک دنیا سپاس


خیام

گویند اگر  می  بخوری ، عرش بلرزد
عرشی که به یک باده بلرزد به چه ارزد ؟

در خانه ی ما زیر زمینی است که در آن
یک خُم بخوری، خشتی از آن نیز نلرزد

 

Thursday, May 28, 2020

Happiness خوشبختی


.زرتشت:

uštā ahmāi yahmāi uštā kahmāicīt

خوشبختی از آن کسی است که خواهان خوشبختی دیگران باشد.

گاتها، هات43بند1


بودا:

Thousands of candles can be lit from a single candle, And the life of the candle will not be shortened. Happiness never decreases by being shared.

هزاران شمع می‌تواند از یک شمع روشن شود،

و عمر آن شمع کوتاه نخواهد شد. تقسیم کردن خوشبختی(سعادت) با دیگران هیچ وقت از مقدار آن کم نخواهد کرد.


پ.ن: خوشبختی و سعادت در فرزانش و بینش زرتشت و بودا، یعنی رسیدن به آرامش و آسایش(تن و روان) در همپیوندی و همراه شدن با هارمونی جهان و هنجار هستی. فرهنگ مهرورزی نتیجه چنین بینشیست.

ف.ش

 

Alan Watts

 


آلن واتس:

شما انرژی جاودانی هستید که به شکل این جهان پدیدار شده است. شما به این جهان نیامده اید بلکه از این جهان آمده اید، همانند موجی از اقیانوس..... 


JFK


آزادی غیرقابل تقسیم است، و هرگاه انسانی در بند است، همگان آزاد نیستند.
هم‌وطن جهانی من: نپرسید آمریکا برای شما چه کار خواهد کرد، بنگرید که چگونه می توانیم به اتفاق هم برای آزادی بشریت اقدام کنیم.

My fellow citizens of the world: ask not what America will do for you, but what together we can do for the freedom of man


 

Sunday, April 05, 2020

بیاد شمع فروزان 🔥


کسانی که با مزدیسنا و کتابخوانی میانه ای دارند و با آثار چاپ شده توسط انتشارات فروهر سر و کار داشته اند، بارها در پشت جلد کتاب های چاپ شده در دهه های ۵٠ ، ۶٠ و ٧٠ این ناشر با این جمله: (چاپ این کتاب با سرمایه شمع فروزان توسط سازمان انتشارات فروهر انجام شد.) برخورد کرده اند.
شمع فروزان، دهشمند خیراندیشی بود که بخش زیادی از سرمایه و دارایی خودش را صرف گسترش فرهنگ و وقف چاپ کتب پژوهشی در زمینه مزدیسنا کرد.

زمانی که ایران بودم، یکی دو بار از روی کنجکاوی و هم از سر ارادت با آرمان پیشکش کردن سپاس ها و درودهای گرم به این خیراندیش فرهنگ دوست، کوشیدم تا از هویت حقیقی شمع فروزان آگاهی یابم که شوربختانه ممکن نشد. تا آنکه دوست فرهیخته و گرانقدر جناب بهنام مبارکه که سالها در انتشارات فروهر کوشندگی داشتند به بنده آگاهی دادن که نام شمع فروزان، (جهانگیر موبد گشتاسب ٱشیدری) است. ایشان چه در داخل و چه در خارج ایران در راستای شناساندن پیام و بینش زرتشت همواره کوشا بودن. از ایشان مقالات و کتاب هایی نیز در دسترس است.

ستوده باد این کوشش و نیک اندیشی،
گرم ترین درودها و سپاس ها پیشکش به او باد🌿


پ.ن: یادآوری می‌شود که (جهانگیر گشتاسب ٱشیدری) و (تیمسار - موبد دکتر جهانگیر اوشیدری) با وجود تشابه اسمی، دو تن هستند و نباید به اشتباه آنها را یکی شمرد.

Thursday, April 02, 2020

عشق



عشق بردبار و مهربان است؛ عشق حسد نمي‌برد، فخر نمي‌فروشد و کبر و غرور ندارد. 

رفتار ناشايسته ندارد و نفع خود را نمي‌جويد؛ به آساني خشمگين نمي‌شود و کينه به دل نمي‌گيرد؛ 

عشق از بدی و ناراستی خوشحال نمی‌شود ولی از راستی شادمان می‌گردد‌.

عشق در همه حال صبر می‌کند، در هر حال خوش باور و امیدوار است و در همه‌ حال پايداری مي‌کند. 

عشق هرگز پايان نمي‌پذيرد.

‏«کورینتیانس»(قرنتیان)، دفتر نخست، فصل13، بندهای 4 تا 8

 corinthians 13:4-8



عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جویندهٔ عشق بی عدد خواهد بود

فردا که قیامت آشکارا گردد
هر دل که نه عاشق است، رد خواهد بود

باباافضل کاشانی


گر عشق نبودی و غم عشق نبودی 
چندين سخن نغز که گفتی که شنودی؟ 

ور باد نبودی که سر زلف ربودی 
رخساره‌ی معشوق به عاشق که نمودی؟ 

سهروردی


آتش عشقست کاندر نی فتاد

جوشش عشقست کاندر می فتاد

جسم خاک از عشق بر افلاک شد

کوه در رقص آمد و چالاک شد

مولانا
با عشق روان شد از عدم مرکب ما
روشن ز شراب وصل دایم شب ما 

زان می که حرام نیست در مکتب ما 
تا روز عدم خشک نیابی لب ما

احمد غزالی

CELEBRATE ME

  I don't need a pedestal من نیازی به یک جایگاه بلند (سکو) ندارم I don't need a crown نیازی به تاج و تخت ندارم I don't need ...